![]() |
![]() |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 28 اسفند1384ساعت 3:23 توسط هومن+مبین |
|
|
زیبا
من عشق را به نام توآغازکردم پس آغاز کن از هرکجا که هستی****
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 28 اسفند1384ساعت 1:24 توسط هومن+مبین |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 27 اسفند1384ساعت 2:47 توسط هومن+مبین |
|
|
بالم شکسته جاره ندارم دعا کنید
پژمرده شاخه های قرارم دعا کنید احساس آشنایی من مانده در قفس وامانده ای به پشت حصارم دعا کنید از من گرفتن حسودان مسیر عشق دیگر کجا قدم بگذارم دعا کنیــــــــد من خسته ام و از سفری دور می رسم تا بشکفد دوباره قرارم دعا کنید یاران،صفا و تازگی باغتان کجاست؟ پژمرده شاخه های بهارم دعا کنید ******************************************************* |
|
+ نوشته شده در
شنبه 27 اسفند1384ساعت 2:26 توسط هومن+مبین |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 27 اسفند1384ساعت 2:9 توسط هومن+مبین |
|
|
از صاحب دلی پرسیدندکه سخاوت بهتر است یا شجاعت؟
گفت آنرا که سخاوت است حاجت به شجاعت نیست ...همیشه برای کسی بخند که می دونی به خواتر تو شاد می شه،برای کسی گریه کن که می دونی وقتی غصه داری و گریه می کنی برای تو اشک می ریزه،همیشه برای کسی غمگین باش که می دونی در غم تو شریکه و...عاشق کسی باش که تو رو دوست داره*** مرگ از زندگی پرسید ،چرا همه تو رو دوست دارند و از من فراریند؟زندگی گفت چون تو واقعیتی و من...دروغی بیش نستم***
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 27 اسفند1384ساعت 2:7 توسط هومن+مبین |
|
|
ديدي آخرش منو گذاشتو رفت؟
از زمين قلبمو برنداشت و رفت؟ ديدي آخرش منو ديوونه كرد واسه رفتن هميــــنو بهونه كرد؟ ديدي اول وعده هايي كه رنگي بود تمومش واسه قشـــــــــنگي بود؟ ديدي اون كه دلمو براش دادم رفت و از چشــماي نازش افتادم؟ ديدي مهربوني ها رو زد كنار رفت و چشمامو گذاشت تو انتظار؟ ديدي خواستمش ولي منو نخواست اينم از بازي دنيــــــــاي ما هاست چه كنم خدا پشيمونش كنم يا كه مثل خودم پريــــشونش كنم؟
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 25 اسفند1384ساعت 2:52 توسط هومن+مبین |
|
|
خیلی سخته چیزی رو که تادیشب بود یادگاری
صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوستش نداری خیلی سخته نباشه جایی برا آشتی بی وفا شد اون کسی که جونتو واسش می ذاشتی خیلی سخته یه غریبی به دلت بشینه بعد به تو بگه که چشماش نمیخواد تورو ببینه خیلی سخته یکی بهت بگه ستاره شو بچینتت یه کم که بگذره بگه دیگه نیا ببینمت ******************************************
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 25 اسفند1384ساعت 2:31 توسط هومن+مبین |
|
|
بابا سزاست که سپید پوشی و سیاه پوشم کنی؟
بابا رواست با غم بی پدری هم آغوشم کنی؟ بابا کجاست آن دستهای نوازشگرت کجاست؟ باور نمی کنم در خاک خفته باشی و فراموشم کنی!؟! بابا همیشه دوست داریــــــــــــــم***
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 25 اسفند1384ساعت 2:11 توسط هومن+مبین |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 25 اسفند1384ساعت 1:55 توسط هومن+مبین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام به همه ی عاشقای ایران
امیدوارم همیشه عشقتون جاودانه باشه به امید رسیدن به آرزوهایتان H.A |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1384 |
|
RSS
|
افراد آنلاين: نفر